تجزیه و تحلیل فنی چیست؟ (تکنیکال)

تحلیل تکنیکال چیست؟
23
اشتراک گذاری‌ها
تجزیه و تحلیل فنی و یا همان تحلیل تکنیکال که غالباً به آن تحلیل نموداری نیز گفته می شود، نوعی تحلیل است که هدف آن پیش بینی رفتار آینده بازار بر اساس داده های قیمت های قبلی است. رویکرد تکنیکال به طور گسترده ای در مورد سهام و دارایی های دیگر در بازارهای مالی سنتی اعمال می شود، همچنین یک جز اصلی در تجارت ارزهای دیجیتال در بازار ارزهای رمز پایه است. تا انتهای این آموزش با ما همراه باشید.

فهرست تجزیه و تحلیل فنی چیست؟ (تکنیکال)

تجزیه تحلیل فنی یا همان تحلیل تکنیکال (TA) روشی است که برای پیش‌بینی روند بازار به تاریخچه قیمت و حجم معاملات متکی است.

تحلیل تکنیکال را می‌توان با سطوح حمایت و مقاومت ساده یا با ترکیبی از شاخص‌های نموداری مانند میانگین‌های متحرک، RSI، MACD و Bollinger Bands انجام داد.

سیگنال‌های معاملاتی می‌توانند به ما در شناسایی فرصت‌های خرید و فروش کمک کنند، اما شاخص‌های تحلیل تکنیکال (TA) همچنین می‌توانند سیگنال‌های کاذب تولید کنند، به خصوص در بازه‌های زمانی پایین‌تر یا بازارهای کم نقدینگی. 

انجام مدیریت ریسک و تأیید متقابل با سایر روش‌ها برای کاهش خطرات مهم است.

تاریخچه تجزیه و تحلیل فنی (تکنیکال)

در حالی که اشکال ابتدایی تحلیل تکنیکال در آمستردام قرن هفدهم و ژاپن قرن هجدهم پدیدار شدند، تحلیل تکنیکال مدرن اغلب به کارهای چارلز داو برمی‌گردد.

داو، روزنامه‌نگار مالی و بنیانگذار وال استریت ژورنال، از اولین کسانی بود که مشاهده کرد دارایی‌ها و بازارهای انفرادی اغلب در روندهایی حرکت می‌کنند که می‌توان آنها را تقسیم‌بندی و تحلیل کرد. کار او بعداً منجر به تولد نظریه داو شد که پیشرفت‌های بیشتر در تحلیل تکنیکال را تشویق کرد.

در مراحل اولیه، رویکرد ابتدایی تحلیل تکنیکال مبتنی بر برگه‌های دست‌ساز و محاسبات دستی بود، اما با پیشرفت فناوری و محاسبات مدرن، تحلیل تکنیکال (TA) گسترش یافت و اکنون ابزاری مهم برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران است.

تجزیه و تحلیل فنی (تکنیکال) چیسته با زبان ساده

تجزیه تحلیل فنی (تکنیکال) به زبان ساده یک روش نموداری است که برای پیش‌بینی حرکات قیمت دارایی‌ها با تجزیه و تحلیل داده‌های قیمت تاریخی و حجم معاملات استفاده می‌شود. برخلاف تحلیل بنیادی عوامل متعددی را در مورد قیمت یک دارایی در نظر می‌گیرد، تحلیل تکنیکال صرفاً بر عملکرد قیمت تاریخی و الگوهای نمودار متمرکز است. معامله‌گران از تحلیل تکنیکال برای شناسایی روندها، سطوح حمایت و مقاومت و نقاط ورود و خروج بالقوه برای معاملات استفاده می‌کنند.

تجزیه تحلیل فنی یا همان تحلیل تکنیکال که اغلب به عنوان روش بررسی نموداری از آن یاد می‌شود، نوعی تحلیل است که هدف آن پیش‌بینی رفتار بازار آینده بر اساس داده‌های قیمت و حجم قبلی است. رویکرد تکنیکال به طور گسترده برای سهام و سایر دارایی ها در بازارهای مالی سنتی اعمال می شود، اما همچنین جزء جدایی ناپذیر تجارت ارزهای دیجیتال در بازار ارزهای دیجیتال است.

تحلیل تکنیکال چگونه کار می کند؟

همانطور که گفته شد، تکنیکال اساساً مطالعه قیمت فعلی و قبلی یک دارایی است. فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که نوسانات قیمت یک دارایی تصادفی نیست و به طور کلی در طول زمان به روندهای قابل شناسایی تبدیل می شود.

در هسته خود، تکنیکال تجزیه و تحلیل نیروهای بازار عرضه و تقاضا است که نشان دهنده احساسات کلی بازار است. به عبارت دیگر، قیمت یک دارایی بازتابی از نیروهای فروش و خرید مخالف است و این نیروها ارتباط تنگاتنگی با احساسات معامله‌گران و سرمایه‌گذاران (در اصل ترس و طمع) دارند. 

شایان ذکر است، TA در بازارهایی که در شرایط عادی، با حجم و نقدینگی بالا فعالیت می کنند، قابل اعتمادتر و موثرتر تلقی می شود . بازارهای با حجم بالا کمتر مستعد دستکاری قیمت و تأثیرات خارجی غیرعادی هستند که می تواند سیگنال های نادرست ایجاد کند و TA را بی فایده کند.

به منظور بررسی قیمت ها و در نهایت یافتن فرصت های مطلوب، معامله گران از انواع ابزارهای نموداری به نام اندیکاتورها استفاده می کنند. شاخص های تجزیه و تحلیل فنی می توانند به معامله گران کمک کنند تا روندهای موجود را شناسایی کنند و همچنین اطلاعات روشنگرانه ای را در مورد روندهایی که ممکن است در آینده ظاهر شوند ارائه دهند. از آنجایی که شاخص های TA قابل خطا هستند، برخی از معامله گران از چند اندیکاتور به عنوان راهی برای کاهش ریسک استفاده می کنند.

تجزیه تحلیل فنی (تکنیکال) چگونه کار می‌کند؟

تجزیه تحلیل فنی تحلیل (تکنیکال) بر این فرض استوار است که تمام اطلاعات شناخته شده از قبل در قیمت یک دارایی منعکس شده است. بنابراین، با مطالعه الگوهای قیمت و حجم معاملات، معامله‌گران می‌توانند حرکات قیمت آینده را پیش‌بینی کنند.

در اصل، تحلیل تکنیکال تحلیل نیروهای بازار عرضه و تقاضا است که نمایانگر احساسات کلی بازار هستند. به عبارت دیگر، قیمت یک دارایی بازتابی از نیروهای مخالف فروش و خرید است و این نیروها ارتباط نزدیکی با احساسات معامله‌گران و سرمایه‌گذاران (اساساً ترس و طمع ) دارند. 

نکته قابل توجه این است که تحلیل تکنیکال در بازارهایی که تحت شرایط عادی، با حجم و نقدینگی بالا فعالیت می‌کنند، قابل اعتمادتر و مؤثرتر تلقی می‌شود. بازارهای با حجم بالا کمتر در معرض دستکاری قیمت و تأثیرات خارجی غیرطبیعی هستند که می‌توانند سیگنال‌های کاذب ایجاد کرده و تحلیل تکنیکال را بی‌فایده کنند.

شاخص‌های رایج تجزیه تحلیل فنی (تکنیکال)

معامله‌گران از شاخص‌های فنی مختلفی برای تحلیل حرکات قیمت و شناسایی فرصت‌های معاملاتی بالقوه استفاده می‌کنند. برخی از رایج‌ترین شاخص‌های مورد استفاده عبارتند از:

۱. میانگین‌های متحرک (MA)

  • میانگین متحرک ساده (SMA) : میانگین قیمت را در یک دوره خاص محاسبه می‌کند و نوسانات کوتاه‌مدت را هموار می‌سازد.

  • میانگین متحرک نمایی (EMA) : به قیمت‌های اخیر وزن بیشتری می‌دهد و آن را نسبت به اطلاعات جدید پاسخگوتر می‌کند.

میانگین‌های متحرک به شناسایی جهت روند و سطوح حمایت یا مقاومت بالقوه کمک می‌کنند . برای مثال، یک استراتژی رایج شامل مشاهده تقاطع میانگین‌های متحرک کوتاه‌مدت و بلندمدت برای نشان دادن فرصت‌های خرید یا فروش بالقوه است.

۲. شاخص قدرت نسبی (RSI)

RSI یک نوسانگر مومنتوم است که سرعت و تغییر حرکات قیمت را در مقیاسی از 0 تا 100 اندازه‌گیری می‌کند. به طور سنتی، RSI بالای 70 نشان دهنده شرایط خرید بیش از حد و RSI زیر 30 نشان دهنده شرایط فروش بیش از حد است.

۳. باندهای بولینگر (BB)

اندیکاتور بولینگر باندز (BB) از دو باند جانبی تشکیل شده است که در اطراف یک خط میانگین متحرک حرکت می‌کنند. این باندها برای اندازه‌گیری نوسانات بازار و شناسایی شرایط بالقوه اشباع خرید یا اشباع فروش استفاده می‌شوند.

۴. میانگین متحرک همگرایی واگرایی (MACD)

MACD یک شاخص مومنتوم دنبال‌کننده روند است که رابطه بین دو میانگین متحرک نمایی (EMA) را نشان می‌دهد. این شاخص شامل خط MACD، خط سیگنال و هیستوگرام است که می‌تواند به شناسایی سیگنال‌های خرید یا فروش بالقوه کمک کند.

سیگنال‌های معاملاتی تجزیه تحلیل (تکنیکال)

اگرچه شاخص‌ها برای شناسایی روندهای کلی مفید هستند، اما می‌توانند برای تولید سیگنال‌های معاملاتی که نقاط ورود یا خروج بالقوه را نشان می‌دهند نیز مورد استفاده قرار گیرند:

  • شرایط اشباع خرید/اشباع فروش : شاخص‌هایی مانند RSI می‌توانند سیگنال دهند که یک دارایی در شرایط اشباع خرید (سیگنال فروش بالقوه) یا اشباع فروش (سیگنال خرید بالقوه) قرار دارد.

  • تقاطع میانگین‌های متحرک : یک سیگنال صعودی زمانی رخ می‌دهد که یک میانگین متحرک کوتاه‌مدت از بالای یک میانگین متحرک بلندمدت عبور کند ( تقاطع طلایی )، در حالی که یک سیگنال نزولی زمانی رخ می‌دهد که از پایین آن عبور کند (تقاطع مرگ).

  • سیگنال‌های MACD : وقتی خط MACD از بالای خط سیگنال عبور می‌کند، ممکن است نشان‌دهنده‌ی روند صعودی باشد؛ عبور از زیر آن ممکن است نشان‌دهنده‌ی روند نزولی باشد.

لازم به ذکر است که سیگنال‌های معاملاتی ارائه شده توسط تحلیل تکنیکال همیشه دقیق نیستند. اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال، به ویژه در معاملات کوتاه مدت، مقدار قابل توجهی نویز (سیگنال‌های کاذب) تولید می‌کنند. برای کاهش ضرر، استفاده از اندیکاتورهای تحلیل تکنیکال در کنار سایر روش‌های تحلیل و استراتژی‌های مدیریت ریسک بسیار مهم است.

انتقادات به تجزیه تحلیل فنی (تکنیکال)

بسیاری، تحلیل رفتار متقابل (TA) را روشی بحث‌برانگیز و غیرقابل اعتماد می‌دانند و اغلب از آن به عنوان «پیشگویی خودکام‌بخش» یاد می‌شود، که به رویدادهایی اشاره دارد که فقط به این دلیل اتفاق می‌افتند که تعداد زیادی از مردم تصور می‌کردند که این اتفاقات رخ خواهند داد.

بنابراین، اگرچه تحلیل تکنیکال به طور گسترده مورد استفاده قرار می‌گیرد، اما محدودیت‌هایی نیز دارد:

  • پیشگویی خودکامبخش : برخی منتقدان معتقدند که تحلیل تکنیکال به این دلیل مؤثر است که بسیاری از معامله‌گران از شاخص‌های یکسانی استفاده می‌کنند و این منجر به نتایج قابل پیش‌بینی می‌شود.

  • سلیقه‌ای بودن : تفسیر نمودارها و الگوها می‌تواند سلیقه‌ای باشد و منجر به نتیجه‌گیری‌های متفاوتی در بین معامله‌گران شود.

  • ناهنجاری‌های بازار : تحلیل تکنیکال ممکن است در دوره‌های نوسانات بالا یا زمانی که بازارها تحت تأثیر رویدادهای پیش‌بینی نشده قرار می‌گیرند، اثربخشی کمتری داشته باشد.

علیرغم این انتقادات، بسیاری از معامله‌گران، تحلیل تکنیکال را ارزشمند می‌دانند، به خصوص هنگامی که با سایر اشکال تحلیل ترکیب شود. طرفداران تحلیل تکنیکال معتقدند که هر تحلیل‌گر نمودار، روش خاصی برای تحلیل نمودارها و استفاده از شاخص‌های موجود دارد. این بدان معناست که عملاً غیرممکن است که تعداد زیادی از معامله‌گران از یک استراتژی خاص استفاده کنند.

تحلیل بنیادی در مقابل تحلیل تکنیکال

فرض اصلی تحلیل تکنیکال این است که قیمت‌های بازار در حال حاضر منعکس کننده همه عوامل اساسی مربوط به یک دارایی خاص است. اما برخلاف رویکرد TA، که عمدتاً بر داده‌های قیمت و حجم تاریخی (نمودارهای بازار) متمرکز است، تحلیل بنیادی (FA) یک استراتژی تحقیقات گسترده‌تری را اتخاذ می‌کند که تاکید بیشتری بر عوامل کیفی دارد.

تحلیل بنیادی در نظر می‌گیرد که عملکرد آتی یک دارایی به اطلاعاتی بسیار بیشتر از داده‌های تاریخی وابسته است. اساساً، FA روشی است که برای تخمین ارزش ذاتی یک شرکت، کسب‌وکار یا دارایی بر اساس طیف گسترده‌ای از شرایط خرد و کلان، مانند مدیریت و شهرت شرکت، رقابت در بازار، نرخ رشد و سلامت صنعت استفاده می‌شود.

بنابراین، ممکن است در نظر بگیریم که برخلاف تکنیکال که عمدتاً به عنوان یک ابزار پیش‌بینی برای عملکرد قیمت و رفتار بازار استفاده می‌شود، فاندامنتال روشی است برای تعیین اینکه آیا یک دارایی با توجه به زمینه و پتانسیل آن بیش از حد ارزش‌گذاری شده است یا خیر. در حالی که تحلیل تکنیکال بیشتر توسط معامله‌گران کوتاه‌مدت استفاده می‌شود، تحلیل بنیادی معمولاً توسط مدیران صندوق‌ها و سرمایه‌گذاران بلندمدت ترجیح داده می‌شود.

یکی از مزایای قابل توجه تحلیل تکنیکال این واقعیت است که بر داده های کمی متکی است. به این ترتیب، چارچوبی برای بررسی عینی تاریخچه قیمت فراهم می‌کند و برخی از حدس‌ها را که با رویکرد کیفی‌تر تحلیل بنیادی همراه است، حذف می‌کند.

با این حال، علیرغم پرداختن به داده های تجربی تکنیکال هنوز تحت تأثیر سوگیری و ذهنیت شخصی است. برای مثال، معامله‌گری که به شدت مستعد رسیدن به یک نتیجه‌گیری معین در مورد دارایی است، احتمالاً می‌تواند ابزارهای تکنیکال خود را برای حمایت از تعصب خود و انعکاس عقاید از پیش تعیین‌شده‌شان دستکاری کند و در بسیاری از موارد، این بدون آگاهی آنها اتفاق می‌افتد. علاوه بر این، تحلیل تکنیکال می‌تواند در دوره‌هایی که بازارها الگو یا روند واضحی از خود نشان نمی‌دهند، شکست بخورد.

کلام پایانی

گذشته از انتقادات و بحث‌های طولانی و جنجالی در مورد اینکه کدام روش بهتر است، بسیاری ترجیح می‌دهند از ترکیبی از تحلیل تکنیکال و تحلیل عاملی استفاده کنند. در حالی که تحلیل تکنیکال معمولاً به استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت مربوط می‌شود، تحلیل تکنیکال ممکن است اطلاعات مفیدی در مورد شرایط کوتاه‌مدت بازار ارائه دهد که می‌تواند برای انواع معامله‌گران و سرمایه‌گذاران مفید باشد.

نظر و دیدگاه خودتون را در مورد این آموزش آکادمی بایننس از مجله بیت کوین با ما درمیان بگذارید.
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

خوش آمدید!

وارد ناحیه کاربری خود شوید

ایجاد حساب جدید!

برای ثبت نام فرم های زیر را پر کنید

رمز عبور خود را بازیابی کنید

لطفا نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای بازنشانی رمز عبور خود وارد کنید.

افزودن لیست‌پخش جدید

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x