اقتصاد چگونه کار می کند؟

اقتصاد چگونه کار می کند؟


  • اعتبار ؛ پولی که دریافت می کنید و باید بعداً بازپرداخت کنید ، به اقتصاد قدرت می بخشد.
  • اعتبار بیشتر به معنی هزینه بیشتر است. هزینه بیشتر به معنای درآمد بیشتر است و درآمد بیشتر به این معنی است که اعتبار بیشتری از وام دهندگان در دسترس است.
  • اعتبار همچنین بدهی ایجاد می کند: پول قرض گرفته شده باید بازگردانده شود ، بنابراین هزینه ها باید بعداً کاهش یابد.
  • دولت ها نرخ بهره را بالا و پایین می آورند تا اقتصاد تحت کنترل باشد.

معرفی

در پاسخ به پرسش اقتصاد چگونه کار می کند ؟  اقتصاد ، جهان را دور می زند. این امر عمیقا بر زندگی روزمره ما تأثیر می گذارد ، بنابراین مطمئناً چیزی که ارزش درک آن را دارد ، حتی در سطح بالا. تعاریف “اقتصاد” متفاوت است ، اما به طور کلی ، یک اقتصاد را می توان به عنوان منطقه ای که در آن کالاها تولید ، مصرف و معامله می شوند ، توصیف کرد. به طور معمول ، می توانید آنها را در سطح ملی مورد بحث و بررسی قرار دهید ، در حالیکه گزارشات خبری به اقتصاد ایالات متحده ، اقتصاد چین و غیره اشاره می کنند. با این حال ، ما همچنان می توانیم با در نظر گرفتن هر کشوری به فعالیت های اقتصادی از دیدگاه جهانی نگاه کنیم. فعالیتها و امور در این بخش ، با استفاده از مدل ری دالیو (در نحوه کار ماشین اقتصادی توضیح داده شده است) به مفاهیم تشکیل دهنده اقتصاد می پردازیم .



چه کسی اقتصاد را تشکیل می دهد؟

بیایید قبل از پیشرفت در مقیاس کوچک شروع کنیم. ما هر روز با خرید (یعنی مواد غذایی) و فروش (یعنی کار در ازای پرداخت پول) به اقتصاد کمک می کنیم. سایر افراد ، گروه ها ، دولت ها و مشاغل در سراسر جهان در سه بخش بازار همین کار را انجام می دهند.

بخش اولیه خود را با استخراج منابع طبیعی مربوط. در اینجا مواردی مانند قطع درختان ، استخراج طلا و کشاورزی (برای ذکر چند نمونه) در اختیار شما قرار می گیرد. این ماده سپس در بخش ثانویه مورد استفاده قرار می گیرد که وظیفه تولید را بر عهده دارد. در نهایت ، بخش عالی خدمات را از تبلیغات تا توزیع پوشش می دهد. 
تجزیه “سه بخش” مدل کلی مورد توافق است. با این حال ، برخی آن را برای شامل بخش چهارم و یک بخش حمایتی برای تمایز بیشتر بین خدمات در بخش سوم گسترش داده اند.

اندازه گیری فعالیت های اقتصادی

برای تعیین سلامت اقتصاد ، می خواهیم بتوانیم آن را به نحوی اندازه گیری کنیم. تا کنون ، متداول ترین روش برای این کار استفاده از تولید ناخالص داخلی یا تولید ناخالص داخلی است . این معیار به دنبال محاسبه ارزش کل کالاها و خدمات تولید شده در یک کشور در یک دوره معین است.

به طور کلی ، افزایش تولید ناخالص داخلی به معنی افزایش تولید ، درآمد و هزینه است. برعکس ، کاهش تولید ناخالص داخلی نشان دهنده کاهش تولید ، درآمد و هزینه است. توجه داشته باشید که می توانید از چند نوع مختلف استفاده کنید: تولید ناخالص داخلی واقعی باعث تورم می شود ، در حالی که تولید ناخالص داخلی اسمی اینطور نیست.

تولید ناخالص داخلی هنوز تنها یک تقریب است ، اما در تجزیه و تحلیل در سطح ملی و بین المللی وزن فوق العاده ای دارد. همه از شرکت کنندگان کوچک بازارهای مالی گرفته تا صندوق بین المللی پول برای به دست آوردن بینشی در مورد سلامت اقتصادی کشورها استفاده می کنند.

تولید ناخالص داخلی یک شاخص قابل اعتماد برای اقتصاد یک کشور است ، اما ، همانطور که در تجزیه و تحلیل فنی می خوانید ، بهتر است آن را با داده های دیگر ارجاع دهید تا درک جامع تری به دست آورید.

اعتبار ، بدهی و نرخ بهره

وام دهندگان و وام گیرندگان

ما این واقعیت را لمس کردیم که همه چیز به خرید و فروش خلاصه می شود. شایان ذکر است که وام در اقتصاد نیز ضروری است. فرض کنید شما روی مقدار زیادی پول نقد نشسته اید که در حال حاضر کاری انجام نمی دهد. ممکن است بخواهید این پول را به کار اندازید تا بتواند پول بیشتری تولید کند.

یکی از روش های انجام این کار این است که آن را به کسی وام دهید که باید چیزی خریداری کند ، مانند ماشین آلات برای تجارت خود. آنها در حال حاضر پول نقد موجود ندارند ، اما پس از خرید ماشین آلات ، می توانند آن را از فروش محصول نهایی خود پس دهند. شما به عنوان وام دهنده عمل می کنید و طرف دیگر به عنوان وام گیرنده عمل می کند .
برای ارزشمند ساختن آن ، هزینه ای را برای وام دادن پول نقد خود تعیین می کنید. اگر 100.000 دلار وام داده اید ، ممکن است چیزی شبیه این را بگویید: “می توانید این پول را در اختیار داشته باشید به شرطی که به ازای هر ماه 1٪ به من پرداخت کنید که بازپرداخت نشود.” این هزینه اضافی سود نامیده می شود .

رفتن با سود ساده به این معنی است که طرف مقابل ماهانه 1000 دلار به شما بدهکار است تا زمانی که اصل پول بازگردانده شود. اگر پس از سه ماه بازپرداخت شود ، انتظار دارید 103.000 دلار دریافت کنید ، بعلاوه هرگونه هزینه اضافی که مشخص کرده اید.

با ارائه این پول ، اعتبار ایجاد می کنید : توافقی که بعداً وام گیرنده به شما بازپرداخت می کند. کاربران کارت اعتباری با این مفهوم آشنا خواهند بود. هنگام پرداخت با کارت ، پول بلافاصله از حساب بانکی شما حذف نمی شود. حتی نیازی به حضور در آنجا نیست ، به شرط اینکه قبض خود را پس از آن تسویه کنید.
با اعتبار بدهی همراه است ، با عمل به عنوان وام دهنده ، به شما بدهکار است و با عمل به عنوان وام گیرنده ، بدهکار هستید ، پس از بازپرداخت وام با بهره ، بدهی از بین می رود.

بانک ها و نرخ بهره

بانک ها احتمالاً قابل توجه ترین انواع وام دهندگان در دنیای امروزی هستند. می توانید آنها را واسطه بین وام دهندگان و وام گیرندگان بدانید. این موسسات مالی در واقع نقش هر دو را بر عهده می گیرند. وقتی پول را به بانک می گذارید ، این کار را به شرطی انجام می دهید که آنها آن را به شما پس دهند. بسیاری دیگر نیز همین کار را می کنند و از آنجا که بانک در حال حاضر دارای مقدار زیادی پول نقد است ، آن را به وام گیرندگان وام می دهد. البته این بدان معناست که بانک تمام پولی که بدهکار است را یکجا نگه نمی دارد. از سیستم ذخیره کسری استفاده می کند . اگر همه بخواهند پولشان به طور همزمان بازگردانده شود مشکل ساز خواهد بود ، اما این به ندرت اتفاق می افتد. در هر صورت (به عنوان مثال ، اگر همه اعتقاد خود را به بانک از دست بدهند) ، که به طور بالقوه باعث ورشکستگی بانک می شود. بانک های بزرگ آمریکا در رکود سالهای 1929 و 1933 نمونه های خوبی هستند.

بانک ها معمولاً به شما انگیزه می دهند که پول خود را در قالب نرخ بهره به آنها قرض دهید به طور طبیعی ، نرخ بهره بالاتر برای وام دهندگان جذاب تر خواهد بود (زیرا پول بیشتری دریافت می کنند). برعکس وام گیرندگان برعکس هستند ، کاهش نرخ بهره به این معنی است که آنها نیازی به پرداخت مبلغی بیش از مبلغ اصلی ندارند.

چرا اعتبار مهم است؟

اعتبار را می توان نوعی روان کننده برای اقتصاد دانست. این به افراد ، مشاغل و دولتها اجازه می دهد با پولی که فوراً در دسترس ندارند هزینه کنند. برای برخی از اقتصاددانان ، این مشکل ساز است ، اما بسیاری معتقدند که افزایش هزینه ها نشانه ای از رونق اقتصاد است. 

اگر پول بیشتری خرج شود ، افراد بیشتری درآمد دریافت می کنند. بانک ها تمایل بیشتری به وام دهی به کسانی دارند که درآمد بالاتری دارند ، به این معنی که افراد در حال حاضر به پول نقد و اعتبار بیشتری دسترسی دارند. با پول نقد و اعتبار بیشتر ، افراد می توانند هزینه بیشتری صرف کنند ، به این معنی که افراد بیشتری درآمد دریافت می کنند و این چرخه ادامه می یابد.

درآمد بیشتر ، اعتبار بیشتر ، هزینه بیشتر ، درآمد بیشتر.

درآمد بیشتر ، اعتبار بیشتر ، هزینه بیشتر ، درآمد بیشتر.

البته این چرخه نمی تواند به طور نامحدود ادامه یابد. با قرض گرفتن 100،000 دلار امروز ، خود را از 100،000 دلار+ فردا محروم می کنید. بنابراین ، در حالی که می توانید به طور موقت هزینه های خود را افزایش دهید ، در نهایت باید هزینه های خود را کاهش دهید تا بتوانید آن را پس دهید.

ری دالیو این مفهوم را چرخه بدهی کوتاه مدت توصیف می کند که در زیر نشان داده شده است. او تخمین می زند که این الگوها در دوره های 5-8 ساله خود را تکرار می کنند.
رنگ قرمز بهره وری است که با گذشت زمان افزایش می یابد. در رنگ سبز مقدار نسبی اعتبار موجود است.
رنگ قرمز بهره وری است که با گذشت زمان افزایش می یابد. در رنگ سبز مقدار نسبی اعتبار موجود است.

رنگ قرمز بهره وری است که با گذشت زمان افزایش می یابد. در رنگ سبز مقدار نسبی اعتبار موجود است.

بنابراین ، دقیقاً به چه چیزی نگاه می کنیم؟ خوب ، ابتدا توجه داشته باشید که بهره وری به طور پیوسته در حال افزایش است. بدون اعتبار ، ما انتظار داریم که این تنها منبع رشد باشد ، به هر حال ، برای تولید درآمد باید تولید کنید.

در قسمت اول نمودار ، می بینیم که به دلیل اعتبار ، درآمد سریعتر از بهره وری (باعث توسعه اقتصادی) می شود. در نهایت ، توسعه متوقف می شود و منجر به انقباض اقتصادی می شود. در بخش دوم ، در دسترس بودن اعتبار به دلیل “رونق” اولیه به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. در نتیجه ، دریافت وام دشوارتر است و تورم ایجاد می شود و دولت را وادار می کند تا اقدامات اصلاحی را انجام دهد.

بیایید این را در بخش بعدی بیشتر بررسی کنیم.

بانک های مرکزی و تورم

تورم

فرض کنید همه به اعتبارهای زیادی دسترسی دارند (بخش اول نمودار قسمت قبل). آنها می توانند بسیار بیشتر از آنچه بدون آن می توانند خرید کنند. اما در حالی که هزینه ها به طور سرسام آوری در حال افزایش است ، تولید افزایش نمی یابد. در واقع ، عرضه کالا و خدمات به طور مادی افزایش نمی یابد ، اما تقاضای آن افزایش می یابد.

آنچه بعد اتفاق می افتد تورم است : این زمانی است که شما شاهد افزایش قیمت کالاها و خدمات به دلیل افزایش تقاضا هستید. یک شاخص محبوب برای اندازه گیری این شاخص ، شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) است که قیمت کالاها و خدمات مصرفی معمولی را در طول زمان پیگیری می کند.

بانک مرکزی چگونه کار می کند؟

بانکهایی که قبلاً توضیح دادیم عموماً بانکهای تجاری هستند ، عمدتاً به افراد و مشاغل مربوط می شوند. بانک های مرکزی نهادهای دولتی هستند که مسئول مدیریت سیاست های پولی یک کشور هستند . در این دسته ، شما موسسات مالی مانند فدرال رزرو ایالات متحده ، بانک انگلستان ، بانک ژاپن و بانک خلق چین دارید. عملکردهای قابل توجه شامل افزودن پول در گردش (از طریق کاهش کمی ) و کنترل نرخ بهره است.

افزایش نرخ بهره چیزی است که بانک های مرکزی ممکن است زمانی که تورم از کنترل خارج می شود انجام دهند. هنگامی که نرخ ها افزایش می یابد ، سود بدهی بیشتر است ، بنابراین استقراض چندان جذاب به نظر نمی رسد. از آنجا که افراد نیز نیاز به بازپرداخت بدهی دارند ، انتظار می رود هزینه ها کاهش یابد، در دنیای ایده آل ، نرخ بهره بالاتر به دلیل تقاضای کمتر قیمت ها را کاهش می دهد. اما در عمل ، این نیز می تواند باعث تورم شود ، که ممکن است در زمینه های خاص مشکل ساز باشد.

کاهش قیمت

همانطور که ممکن است حدس بزنید ، تورم نقطه مقابل تورم است. ما آن را به عنوان کاهش کلی قیمت ها در یک دوره زمانی تعریف می کنیم که معمولاً ناشی از کاهش هزینه ها است. از آنجا که هزینه های کمتری وجود دارد ، می توان آن را با رکود اقتصادی همراه کرد .
یکی از راه حل های پیشنهادی برای کاهش تورم ، کاهش نرخ بهره است. با کاهش سود بدهی ، افراد انگیزه بیشتری برای وام گرفتن می گیرند. سپس ، با اعتبار بیشتر در دسترس ، دولت پیش بینی می کند که احزاب داخل اقتصاد خود هزینه های خود را افزایش دهند. 

با ترکیدن حباب اقتصادی چه اتفاقی می افتد؟

دالیو توضیح می دهد که نمودار بالا (چرخه بدهی کوتاه مدت) یک چرخه کوچک در چرخه بدهی بلند مدت است .
چرخه بدهی بلند مدت.
چرخه بدهی بلند مدت.

چرخه بدهی بلند مدت.

الگویی که در بالا توضیح داده شد (افزایش و کاهش میزان اعتبار) در طول زمان تکرار می شود. با این حال ، در پایان هر چرخه ، بدهی بیشتری وجود دارد. در نهایت، بدهی غیر قابل مدیریت می شود، تحریک مقیاس بزرگ deleveraging (که در آن، افراد تلاش برای کاهش بدهی های خود را) .این توسط کاهش ناگهانی در نمودار نشان داده شده است.

هنگامی که کاهش ارزش پول ایجاد می شود ، درآمد کاهش می یابد و اعتبار کاهش می یابد. افراد قادر به بازپرداخت بدهی نیستند ، سعی می کنند دارایی های خود را بفروشند. اما با انجام بسیاری از کارهای مشابه ، قیمت دارایی ها به دلیل عرضه فراوان سقوط می کند.

بازارهای سهام در سناریوهایی از این قبیل سقوط می کنند و در این مرحله ، بانک مرکزی نمی تواند نرخ های بهره را کاهش دهد تا در صورت صفر بودن ، بار را کاهش دهد. با این کار نرخ سود منفی ایجاد می شود ، که یک راه حل بحث برانگیز است و همیشه جواب نمی دهد.

پس آنها چه کاری می توانند انجام دهند؟ خوب ، واضح ترین راه پیش رو کاهش هزینه ها و بخشش بدهی است. اینها مسائل دیگری را نیز به همراه دارد: کاهش هزینه ها به این معنی است که مشاغل به اندازه کافی سودآور نیستند ، به این معنی که درآمد کارکنان کاهش می یابد ، صنایع باید نیروی کار خود را کاهش دهند که منجر به افزایش نرخ بیکاری می شود.

سپس ، درآمد کمتر و نیروی کار کمتر به این معنی است که دولت نمی تواند مالیات زیادی دریافت کند. در عین حال ، برای تأمین افزایش تعداد شهروندان بیکار ، نیاز به هزینه بیشتری دارد. از آنجا که بیش از دریافت آن هزینه می کند ، کسری بودجه دارد .
یک راه حل پیشنهادی در اینجا شروع به چاپ پول است . با در اختیار داشتن این پول ، بانک مرکزی می تواند به دولت وام بدهد ، که سپس تلاش می کند اقتصاد را تحریک کند. اما این نیز می تواند منجر به مشکلات شود.
ایجاد پول از هوا باعث تورم می شود زیرا عرضه پول را افزایش می دهد. این یک شیب لغزنده است که در نهایت می تواند منجر به تورم بیش از حد شود ، جایی که تورم آنقدر سریع شتاب می گیرد که ارزش یک ارز را از بین می برد و منجر به فاجعه اقتصادی می شود. شما فقط باید به نمونه های جمهوری وایمار در دهه 1920 ، زیمبابوه در اواخر دهه 2000 یا ونزوئلا در اواخر دهه 2010 نگاه کنید تا تاثیر تورم فوق العاده را مشاهده کنید.

در مقایسه با چرخه های کوتاه مدت ، چرخه بدهی بلند مدت در یک بازه زمانی بسیار طولانی تر اجرا می شود ، که تصور می شود هر 50 تا 75 سال یکبار رخ می دهد.

چطور همه اینها به هم متصل می شوند؟

در مقاله به چند موضوع پرداخته ایم و در نهایت ، مدل دالیو حول در دسترس بودن اعتبار می چرخد ​​، با اعتبار بیشتر ، اقتصاد رونق می گیرد. با اعتبار کمتر ، قرارداد می بندد. این رویدادها متناوباً چرخه بدهی کوتاه مدت ایجاد می کنند ، که به نوبه خود بخشی از چرخه بدهی های بلند مدت را تشکیل می دهند.

نرخ بهره بر رفتار شرکت کنندگان در اقتصاد تأثیر می گذارد. هنگامی که نرخ ها بالا هستند ، پس انداز منطقی تر می شود ، زیرا هزینه در اولویت نیست. وقتی هزینه ها کاهش می یابد ، هزینه ها تصمیم منطقی تری به نظر می رسد.

کلام پایانی

دستگاه اقتصادی آنقدر عظیم است که نمی توان سر خود را در اطراف اجزای مختلف آن پیچید. با این حال ، با نگاه دقیق ، می توانیم الگوهای مشابهی را مشاهده کنیم که بارها و بارها در هنگام مشارکت شرکت کنندگان در معاملات با یکدیگر تکرار می شوند.

در این مرحله ، شما امیدوارم درک بهتری از رابطه بین وام دهندگان و وام گیرندگان ، اهمیت اعتبار و بدهی و اقداماتی که بانک های مرکزی برای کاهش فاجعه اقتصادی انجام می دهند ، داشته باشید.

نظر و دیدگاه خودتون را در مورد این آموزش آکادمی بایننس از مجله  با ما درمیان بگذارید.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فروشگاهخانهحسابمجلات